<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>Contemporary Researches on Islamic Revolution</title>
    <link>https://jcrir.ut.ac.ir/</link>
    <description>Contemporary Researches on Islamic Revolution</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی «مرگ» در رسانه‌های رسمی ایران: مطالعه موردی بمباران پایگاه نظامی عین‌الاسد</title>
      <link>https://jcrir.ut.ac.ir/article_108049.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به بررسی نحوه بازنمایی و مفهوم‌سازی بمباران پایگاه نظامی عین‌الاسد توسط رسانه‌های ایرانی به‌عنوان بخشی از &amp;amp;laquo;عملیات انتقام&amp;amp;raquo; پس از ترور قاسم سلیمانی می‌پردازد. تمرکز این تحلیلِ شناختی-گفتمانی بر چگونگی شکل‌گیری و صورت‌بندی این رویدادها در روایت‌های رسانه‌ای ایران است. رسانه‌ها میان مرگ افراد عادی و کسانی که پیرو ایدئولوژی تلقی می‌شوند تفاوت قائل می‌شوند؛ مرگ دسته دوم را &amp;amp;laquo;شهادت&amp;amp;raquo; می‌نامند، در حالی‌که مرگ اعضای برون‌گروه را به‌صورت &amp;amp;laquo;قتل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ویرانی&amp;amp;raquo; بازنمایی می‌کنند. این تصویرسازی رسانه‌ای با ایجاد مرزبندی، گامی در جهت خصومت‌سازی با &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; است؛ که در این زمینه، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها مصداق آن هستند. روش: روش‌ تحلیل داده‌ها در این مطالعه چندسطحی است؛ از تحلیل استعاری هر پاره‌گفتار شروع می‌شود، سپس مقوله‌بندی آن انجام می‌شود و داده‌های تحلیل‌شده در یک مقوله مفهومی مرتبط قرار می‌گیرند؛ در نهایت، مقوله‌های حاصل به صورت گفتمانی و با تمرکز بر عنصر &amp;amp;laquo;خصومت&amp;amp;raquo; نظریه گفتمان لاکلا و موف (2001) تحلیل می‌شوند. یافته‌ها: با بهره‌گیری از نظریه استعاره مفهومی کووچش (2010) در تحلیل بعد شناختی و مفهوم &amp;amp;laquo;خصومت&amp;amp;raquo; در تحلیل بعد گفتمانی، نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رسانه‌های رسمی ایران از استعاره مرگ به‌مثابه ویرانی برای بازنمایی منفی مرگ اعضای برون‌گروه استفاده می‌کنند، در حالی‌که مرگ افراد درون‌گروه با استعاره‌هایی همچون مرگ به‌مثابه سفر، مرگ به‌مثابه فقدان، مرگ به‌مثابه خواب و مرگ به‌مثابه رستگاری مفهوم‌سازی می‌شود. نتیجه‌گیری: در این روایت رسانه‌ای که در راستای ایدئولوژی مسلط شکل گرفته، جهان به‌عنوان میدان نبرد میان نیروهای خیر و شر تصویر می‌شود و ایران در جایگاه رهبری جبهه ضد امپریالیستی- مبارزه مستضعفان با مستکبران- قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی تعامل حکومت اسلامی در مواجهه با مخالفان: تحلیل راهبردهای اخلاقی، تعلیمی و نظامی در نهج‌البلاغه</title>
      <link>https://jcrir.ut.ac.ir/article_108050.html</link>
      <description>هدف (objective) پژوهش تبیین الگوی تعامل حکومت اسلامی با مخالفان بر اساس سیره امام علی(ع) در نهج‌البلاغه است. تعامل حکومت با مخالفان سیاسی، به‌عنوان یکی از مبانی بنیادین حکومت در نظریه سیاسی اسلام، نقشی تعیین‌کننده و محوری در تثبیت مشروعیت نظام، حفظ انسجام اجتماعی پایدار، تضمین امنیت ملی و تقویت وفاق عمومی و ثبات سیاسی ایفا می‌نماید. پرسش این است؛ امام علی (ع) در تعامل خود با مخالفان از چه راهکارها و روش هایی استفاده کرده است؟روش (method) توصیفی ـ تحلیلی، رویکرد تفسیر متن‌محور، وبا بهره‌گیری از چارچوب نظری تلفیقی (ترکیب مبانی اسلامی و نظریه‌های مدرن سیاسی) انجام شده استنتایج(results) یافته‌های برآمده از متن نهج‌البلاغه، سه رویکرد کلان اخلاقی، تعلیمی و نظامی را در نوع تعامل با مخالفان نشان می‌دهد که امام علی(ع) با اتکا به اصول پیشروی حکومت اسلامی و با درنظرگیری شرایط زمانی ـ مکانی، گونه‌شناسی نظام‌مندی از مخالفان ارائه داده و راهبردهای متفاوت و اقتضایی را برای تعامل سازنده به کار بسته استنتیجه&amp;amp;rlm; گیری (conclution) مهم‌ترین راهبردهای تعامل شامل: مدارای فعال، گذشت و گفت‌وگوی عقلانی با مخالفان غیرمسلح و مقابله قهری مشروط، متناسب و مبتنی بر موازین شرعی با شورشیان مسلح است. این الگوی پیشرفته بر پایه تمایز ساختاری میان &amp;amp;laquo;مخالفت مشروع قانونی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شورش مسلحانه خشونت‌آمیز&amp;amp;raquo; استوار بوده و تأکید دارد که استفاده اخلاقی و مشروع از قوه قهریه تنها در موارد نقض شدید امنیت ملی و تهدیدات وجودی علیه تمامیت نظام اسلامی مجاز است. این پژوهش الگویی نوآورانه و پیشنهاداتی عملی و سیاستی برای مدیریت تعارض در نظام اسلامی معاصر ارائه می‌دهد</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظریه علوم اعصاب سیاسی برای تبیین انسجام ملی در شرایط تهدید:&#13;
مطالعه تطبیقی جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل</title>
      <link>https://jcrir.ut.ac.ir/article_108051.html</link>
      <description>این پژوهش به پیوند میان تهدید خارجی و شکل‌گیری و دوام انسجام ملی در دو جامعه‌ی درگیر می‌پردازد. هدف، مدل‌سازی تئوریک &amp;amp;laquo;راهبرد انسجام&amp;amp;raquo; با الهام از اصول علوم اعصاب سیاسی است؛ به‌طوری که تبیین کند چگونه محتوای ادراک تهدید، در تطابق با سازوکارهای عصبی-شناختی، اجتماعی-هویتی و نهادی-گفتمانی به انسجام بادوام می‌انجامد. همچنین این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که در شرایط جنگ ۱۲روزه، چه سازوکاری نسبت نشانه‌های تهدید به پیام‌های اطمینان و کارآمدی را به الگوی انسجام (هیجانی یا هنجاری) پیوند می‌زند؟ برای پاسخ به این سوال از روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای استفاده شده است و با تحلیل ثانویه داده‌های علنی رسانه‌ای ایران و اسرائیل در بازه ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴ تکمیل می‌شود. نکته‌ی مهم آن است که تبیین‌های عصبی-شناختی مطرح‌شده در این مقاله، بر مبنای همخوانی نظری با یافته‌های متا آنالیزهای علوم اعصاب بوده و فاقد داده‌های عصبی مستقیم است. علاوه بر چارچوب نظری، یک تحلیل محتوای کمّی اکتشافی و اجرای اولیه پروتکل سنجش ارائه می‌شود تا قابلیت آزمون‌پذیری نظریه در بازه جنگ ۱۲روزه بررسی گردد. نتیجه نشان می‌دهد که پایداری انسجام تابع کالیبراسیون سه‌سطحی شامل هم‌نشینی &amp;amp;laquo;هشدار و اطمینان&amp;amp;raquo; در فاز شوک، روایت فراگیر و آیین‌های کم‌هزینه در فاز تثبیت، و شفافیت نهادی در فاز نرمال‌سازی است. نسبت بالاتر پیام‌های اطمینان و کارآمدی به نشانه‌های تهدید، احتمال گذار از انسجام هیجانی مقطعی به انسجام هنجاری بادوام را افزایش می‌دهد. دلالت‌های سیاستی شامل طراحی ارتباط ریسکی، هماهنگی سخنگویی و تعریف شاخص‌های پایش دوام انسجام است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طوفان‌الاقصی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ فرصت ها و چالش ها</title>
      <link>https://jcrir.ut.ac.ir/article_108052.html</link>
      <description>عملیات &amp;amp;laquo;طوفان‌الاقصی&amp;amp;raquo; که در 15 مهر 1402 به رهبری حماس انجام شد، به‌عنوان یک نقطه عطف تاریخی، تحولات عمیق و گسترده‌ای در تاریخ مقاومت فلسطین و همچنین تحولات محور مقاومت در منطقه غرب آسیا بویژه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران رقم زد. بدین‌ترتیب سیاست خارجی ایران نیز همواره تحت تأثیر تحولات پیچیده منطقه‌ای و بین‌المللی همچون طوفان‌الاقصی قرار داشته است. سوال اصلی پژوهش این است که بر مبنای نظریه ترکیبی مقاومت و بومی‌گرایی، طوفان‌الاقصی موجب چه فرصتها و چالشهایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران شده است؟ فرض بر این است که رابطه میان میان طوفان‌الاقصی و سیاست خارجی ایران در قالب پنج مفهوم شاخص رویکرد ترکیبی؛ استقلال و حاکمیت ملی، توجه به هویت فرهنگی و دینی، مقابله با سلطه‌گری و استکبار، تقویت همکاری‌های منطقه‌ای، حمایت از مظلومان و حقوق بشر قابل بررسی می‌باشد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد طوفان‌الاقصی از یک سو موجب فرصت‌هایی همچون ارتقا توان بازدارندگی و اقتدار نظامی ایران، هماهنگی میدان و دیپلماسی، گسترش گفتمان مقاومت در سطح جهانی، تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، بحران داخلی و انزوای خارجی اسرائیل و سیاست خارجی فعال مقاومت‌محور گردید، از سوی دیگر چالش‌هایی همچون سقوط اسد در سوریه و قطع شدن اتصال جغرافیایی ایران و محور مقاومت، تهدیدات و حملات مستقیم اسرائیل، بی‌ثباتی و احساس ناامنی در منطقه و تلاش‌های امریکا جهت بی‌اثر کردن پیمان‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را تحت‌الشعاع قرار داده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی-کیفی از طریق منابع کتابخانه‌ای، اسنادی و گزارشات رسمی به جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الزامات تحقق تمدن نوین اسلامی در حوزه نگرش از منظر مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب</title>
      <link>https://jcrir.ut.ac.ir/article_108053.html</link>
      <description>تمدن نوین اسلامی، به عنوان افق تحولی جمهوری اسلامی ایران و پاسخی عقلانی-نظری به افول تمدّن غربی، نیازمند بازتعریف شاخص‌ها و الگوهای تحقق در عرصه‌های گوناگون است. در این میان، حوزه نگرش از بنیادی‌ترین ابعاد است؛ چرا که تغییر نگرش‌های فردی و جمعی، پیش‌شرط تغییر نهادها، رفتارها و ساختارهای تمدّنی محسوب می‌شود. با توجه به تأکیدات مکرر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر شکل‌گیری تمدّن نوین اسلامی، شناسایی و نظام‌مندسازی الزامات نگرشی برای جهاد فرهنگی و تربیتی امری ضروری است. این مهم با هدف فراهم آوردن زمینه‌های نظری و عملی برای جهت‌گیری گفتمان عمومی و سیاست‌گذاری‌های کلان در تحقق تمدن نوین اسلامی صورت می‌گیرد. بنابراین، سؤال اصلی پژوهش این است که آیا برای تحقق تمدن نوین اسلامی می‌توان صرفاً بر سازوکارهای نهادی و فنی تکیه کرد یا تغییر نگرش‌های فردی و جمعی پیش‌شرط تحقق تمدّن محسوب می‌شود؟ پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به تبیین الزامات تحقق تمدّن نوین اسلامی در حوزه نگرش، بر مبنای بیانیه &amp;amp;laquo;گام دوم انقلاب&amp;amp;raquo; می‌پردازد. دستاوردهای پژوهش نشان می‌دهد این الزامات شامل نگرش به آینده اسلام، مسئولیت‌پذیری فردی، جامعه‌پردازی و اخلاق و معنویت‌محوری است که باید بر اساس دیدگاه رهبری در نظر گرفته شوند. الزامات نگرشی شناسایی‌شده در این پژوهش، چارچوبی ضروری برای حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی را فراهم می‌آورد. که دستیابی به آن مستلزم طراحی برنامه‌های آموزشی-تربیتی هدفمند، بازآفرینی گفتمان رسانه‌ای و هماهنگی منسجم میان سیاست‌گذاران فرهنگی است تا مسیر ساخت تمدّن نوین اسلامی به نحو مؤثری تسهیل گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی کشورهای خارجی در برنامه درسی جمهوری اسلامی ایران (مورد مطالعه: مطالعات اجتماعی دوره متوسطه)</title>
      <link>https://jcrir.ut.ac.ir/article_108054.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف &amp;amp;laquo;بررسی بازنمایی دولت- ملت ها در برنامه درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه بعد از انقلاب اسلامی&amp;amp;raquo; انجام شده است. روش پژوهش مورد استفاده تحلیل محتوای ترکیبی (کمی و کیفی) است. جامعه آماری پژوهش، کتاب‌های درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول سال تحصیلی 1404- 1403 بوده و کل جامعه آماری به ‌عنوان نمونه انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها از چک‌لیست محقق‌ساخته استفاده شد و روایی محتوایی شاخص‌ها با استفاده از شاخص لاوشه و بر اساس نظر متخصصان تأیید شد. همچنین پایایی داده‌ها با استفاده از ضریب توافق 98 درصد به دست آمد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، در بخش کمی از جداول فراوانی و درصد و آزمون خی‌دو و در بخش کیفی از تحلیل مضمون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مجموعاً 540 بار به شاخص‌های بازنمایی جهان خارج اشاره شده که از این میزان بیشترین فراوانی‌ها متعلق به شاخص‌های‌ &amp;amp;laquo;دشمن‌شناسی&amp;amp;raquo; با فراوانی245 (37/45درصد) و &amp;amp;laquo;شناساندن استعمار و استعمارگری و ضرورت مبارزه با آن&amp;amp;raquo; با فراوانی 163 (18/30درصد) است و در مرتبه یعدی، شاخص‌های &amp;amp;laquo;ضرورت وحدت دولت- ملّت‌های مسلمان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آشنایی با کشورهای هم‌پیمان/‌همسایه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نفی سلطه‌طلبی/ ‌نفی سلطه‌پذیری و استقلال در سیاست خارجی (نه شرقی- نه غربی)&amp;amp;raquo; به ترتیب با فراوانی‌های 45 (33/8درصد)، 40 (4/7درصد) و 37 (85/6درصد) قرار دارند و شاخص &amp;amp;laquo;حمایت از مستضعفان و نهضت‌های آزادی‌بخش و دفاع از حقوق مسلمانان&amp;amp;raquo; با فراوانی 10 (85/1درصد) کمترین فراوانی را دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
