بررسی نقش و روایت سازمان مجاهدین خلق از اعتراضات 1401 در ایران

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ، گروه انقلاب اسلامی، دانشکده معارف اسلامی و اندیشه‌ اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه مطالعات انقلاب اسلامی، دانشکده معارف اسلامی و اندیشه‌ اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استادیار، گروه انقلاب اسلامی ، دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

10.22059/jcrir.2025.400158.1730

چکیده

چکیده:
هدف‌: پژوهش حاضر به تحلیل نقش سازمان مجاهدین خلق (MEK) در بازنمایی و هدایت اعتراضات سراسری پاییز ۱۴۰۱ ایران از منظر عملیات روانی و جنگ ترکیبی می‌پردازد و نشان می‌دهد که این سازمان چگونه با روایت‌سازی هدفمند، تلاش کرد واقعیت اجتماعی کاذبی علیه جمهوری اسلامی ایران خلق کند.
روش/رویکرد‌:توصیفی-تحلیلی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) و مبتنی بر مدل سه‌لایه‌ای نورمن فرکلاف (۱۹۹۵) و چارچوب شناختی-ایدئولوژیک تئون ون‌دایک (۲۰۰۶). داده‌ها به‌صورت هدفمند از رسانه‌های رسمی سازمان (سیمای آزادی، ایران آزادی، بیانیه‌های شورای ملی مقاومت و کانال‌های اجتماعی وابسته) در بازه شهریور تا آذر ۱۴۰۱ گردآوری و تحلیل شده‌اند.
نتایج/یافته‌ها‌: سازمان مجاهدین خلق با بهره‌گیری از تکنیک‌های تحریک هیجانی، دوگانه‌سازی تقابلی (ما/دیگری)، مصادرهشعار «زن، زندگی، آزادی»، شبیه‌سازی گستردگی قیام، قهرمان‌سازی معترضان، مظلوم‌نمایی، برچسب‌زنی مداوم به حاکمیت و پیوندسازی مقاومت داخل و خارج، روایتی کاملاً ایدئولوژیک و براندازانه از اعتراضات ساخت و در پروژه جنگ ترکیبی و شناختی علیه جمهوری اسلامی نقش فعال ایفا کرد. مهسا امینی به‌عنوان «نقطه گرهی گفتمانی» و زن ایرانی به‌مثابه «سوژه انقلاب» مهم‌ترین دال‌های این روایت بودند.

نتیجه‌گیری‌: سازمان مجاهدین خلق در اعتراضات ۱۴۰۱ نه بازتاب‌دهنده واقعیت، بلکه کنشگری فعال در ساخت واقعیت اجتماعی کاذب و مهندسی افکار عمومی بود و عملکرد آن بخشی از راهبرد کلان جنگ روایت‌ها و عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی ایران به‌شمار می‌رود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات