پارادوکس مشروعیت در دولت پهلوی: تحلیلی بر پیامدهای نوسازی آمرانه و مهندسی فرهنگی

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه معارف اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی،، تهران، ایران.

چکیده

هدف: این مقاله به دنبال ریشه‌یابی بحران مشروعیت در حکومت پهلوی دوم است. هدف اصلی، تحلیل این تناقض بنیادین است که چگونه اقدامات حکومت برای نوسازی آمرانه و مهندسی فرهنگی، که ظاهراً برای تحکیم قدرت طراحی شده بودند، در عمل به تضعیف سیستماتیک و فرسایش مشروعیت آن منجر شدند؟

روش/رویکرد: روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و نهادگرایی تاریخی است. این تحلیل با بهره‌گیری از مفاهیم مشروعیت وبری به عنوان سنجه و فرهنگ راهبردی برای تبیین سیاست‌های هویتی انجام شده است.

نتایج/یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که یک تعارض ساختاری و حل‌نشدنی میان دو ستون اصلی پروژه پهلوی وجود داشت: از یک سو، نوسازی آمرانه که با شخصی‌سازی قدرت و تهی‌سازی نهادهای مدرن از محتوای دموکراتیک، مانع از شکل‌گیری مشروعیت عقلانی-قانونی شد؛ و از سوی دیگر، مهندسی فرهنگی که با ترویج یک «فرهنگ راهبردی» مبتنی بر باستان‌گرایی و سکولاریسم تهاجمی، پایگاه‌های مشروعیت سنتی جامعه را تخریب و به بیگانگی عمیق دولت و ملت دامن زد.

نتیجه‌گیری: حکومت پهلوی در نهایت به دلیل همین سیاست‌های متناقض، در یک خلأ مشروعیت فرو رفت و به یک ساختار سیاسی سست و آسیب‌پذیر تبدیل شد. این بحران، نه یک رویداد تصادفی، بلکه برآیند منطقی پارادوکس ذاتی در پروژه دولت‌سازی آن بود که رشد اقتصادی را بر مشارکت و هویت‌سازی را بر رضایت ترجیح داد و در نهایت فروپاشی خود را رقم زد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات