Contemporary Researches on Islamic Revolution

Contemporary Researches on Islamic Revolution

صدا به مثابه سیاست: استتیک، نوار کاست و بازتوزیع امر محسوس در انقلاب اسلامی ایران

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده
استادیار و عضو هیئت علمی، گروه معارف اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
چکیده
پژوهش حاضر با تکیه بر چارچوب نظری ژاک رانسیر، به واکاوی نقش نوار کاست در انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان ابژه‌ای استتیک–سیاسی می‌پردازد که توانست آرایش امر محسوس و امکان‌ کنشگری سیاسی را دگرگون سازد. سؤال اصلی پژوهش آن است که صدا و نوار کاست، چگونه در بستر انقلاب اسلامی، با ایجاد گسست در نظم پلیسیِ توزیع صدا و گفتار،امر محسوس را بازتوزیع کرده و زمینه‌ساز ظهور سوبژکتیویته سیاسی و صورت‌بندی نوین سیاست شد؟ این پرسش، در دل ضرورت مفهومی بزرگ‌تری قرار می‌گیرد؛اینکه درک انقلاب اسلامی صرفاً با ارجاع به نظریه‌های کلاسیک انقلاب ها تبیین کننده نبوده، بلکه باید لایه هستی‌شناختی تحولات حسی، شنیداری و ادراکی فهم شود؛ لایه‌ای که تاکنون در پژوهش‌های موجود کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نوار کاست بمثابه نوعی آپاراتوس بازتوزیع امر محسوس بود؛ پدیده‌ای که توانست مرز میان صداهای مشروع و نامسموع را جابه‌جا کند و امکان ظهور کنش سیاسی را برای بدن‌ها و سوژه‌هایی فراهم آورد که نظام پلیسی پهلوی آن‌ها را در موقعیت حاشیه‌ای قرار داده بود و از جایگاه بدن خاموش به سوژه دارای لوگوس گذر نماید. این گذار، همان لحظه سیاسی به‌معنای رانسیری است؛ لحظه‌ای که نظم پلیسی توزیع صدا درهم می‌شکند و مشارکت برابر در میدان سیاست ممکن می‌شود.گفتارهای ناشنیده به گفتارهای سیاسی و مشروع تبدیل شدند ، این گفتار جدید حامل نوعی استتیک گفتار انقلابی بود که با زبانی متفاوت، نظمی تازه از شنیدن و فهمیدن را ساخت و تجربه زیسته رنج، مقاومت و ایمان را به سپهر عمومی وارد کرد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات