1
دانشیار، گروه مبانی نظری اسلام، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2
دانشجوی دکتری، مبانی نظری اسلام، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
اومانیسم بنیادیترین ایده تمدن مدرن غرب است. شاید اساسیترین ریشه تضاد غرب مدرن با انقلاب اسلامی ایران در ماهیت اومانیستی مدرنیته پنهان باشد؛ زیرا نگاه محوری غرب مدرن در همه ابعاد زندگی انسانگرایانه و انساندوستانه است نه خداگرا. این مقاله به همین دلیل سکولار است. بنابراین، با تشریح اومانیسم، این مقاله نظر انتقادی نسبت به آن خواهد داشت. با مرور انسانگرایی، دو مفهوم نمایش داده میشود: گاه به معنای این است که حقوق انسانها به رسمیت شناخته میشود، حفظ میشود و کرامت آنها مورد توجه قرار نمیگیرد و گاهی به معنای تعلق اهمیت اصلی به انسان در هر زمینهای است. تفسیر اول احتمال انتقاد از اومانیسم را کاهش میدهد و فقط به عنوان یک واقعیت بیرونی در گذشته و زمان حال، انسان را به نمایش میگذارد. بر این اساس، استفاده از اصطلاح اومانیسم در خارج از حیطه زندگی خود و همراه با ضمائم مانند اسلامی و غیره غیر ضروری و حتی جعلی و نادرست است. در تعبیر دوم ، اومانیسم از دو جنبه قابل پرورش است. اول از نظر مکتب فکری داخل و دوم از دیدگاه مکتب فکری. خود تضاد درونی (چه در بعد تئوری و چه در بعد عملی) ، اساسیترین تقصیری است که مکتب فکری انسانمحور را با بحران مواجه کرده است. گسترش ناعادلانه اومانیسم به خارج از زندگی آن نیز اساسیترین انتقاد مکتب فکری را تشکیل میدهد.