Document Type : Science - Research
Authors
1 Asisstant Professor, Islamic knowledge and Thought Faculty, University of Tehran, Tehran, IRAN
2 Ph.D Student, Islamic Maaref University, Qom, IRAN
Abstract
Keywords
Main Subjects
Article Title [Persian]
Authors [Persian]
انقلاب مشروطه به دلیل تاثیر مستقیم آن بر نظام سیاسی و تحولات حقوقی ایرانِ معاصر و تغییر مناسبات حاکمان و مردم، اهمیت بسزایی دارد. یکی از مسائل مهم، تحوّل در جایگاه پادشاه و حقوق، اختیارات و مسئولیت او در منابع حقوقی مشروطه است. با اهتمام انقلابیون مشروطهخواه در مهار استبداد و در نهایت، تدوین و توشیح قانون اساسی مشروطه و متمم آن، تلاش شد قوای سهگانۀ مقننه، مجریه و قضائیه از هم تفکیک شده و با تأسیس نهادهای جدید، از تمرکز قوا در شخص پادشاه جلوگیری گردد. اما تأمّل در روند تحولات سیاسی و حقوقی ادوار بعدی مشروطه تا انقلاب اسلامی، مبیّن تبلور و استمرار استبداد دیرین در چارچوب نظام مشروطه، از دوره استبداد صغیر تا پهلوی، میباشد که در آن، حاکمیت مطلقه پادشاه، نه مبتنی بر قانون،که بهوسیله قانون اعمال میشد. از اینرو با توجه به اینکه فلسفۀ تدوین قانون اساسی مشروطه و متمم آن، تحدید بنیادی استبداد سلطنت بود و در عین حال،شاهد ظهور مجدد استبداد و بازتولید آن در ادوار بعدی مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، این سؤال مطرح می شود که قانون اساسی و نحوه تدوین اصول آن، چه نقشی در بازتولید استبداد در دوره پهلوی داشته است؟ این مقاله در مقام بررسی این فرضیه است که با نفوذ پیدا و پنهان جریان سلطنتطلب در تدوین قانون اساسی و متمم آن، قدرت و اختیارات پیشین شاه در اصول مختلف قانون اساسی و متمم آن به صورت آشکار و مستتر حفظ شد و تحت شرایط مناسب و بر مبنای این اصول، استبداد سلطنت بازتولید گردید.
Keywords [Persian]